گاهی قرار نیست یک گفتوگو، پاسخ روشنی به همراه داشته باشد. کافی است سؤالی تازه در ذهن باقی بگذارد: «چه چیزی برای من جذاب است؟»، «دوست دارم چه چیزی یاد بگیرم؟» یا حتی «آیا میتوانم چیزی را بسازم که هنوز وجود ندارد؟».
اندکی پیش از آغاز سال تحصیلی جدید، «بنیاد کودک» میزبان جمعی از دانشآموزان بورسیهی خود بود. ایستکول نیز در ادامهی همراهی سالهای گذشته با بنیاد کودک در این برنامه حضور داشت.
در بخشی از دیدار، مهرداد محمدی، مدیر عامل شرکت تکران مبرد، با دانشآموزان از کار و آینده گفت؛ گفتوگو از تجربههای شخصی آغاز شد، به کارخانه و سازوکار یک یخچال رسید، از معنای موفقیت سخن به میان آمد و سرانجام دانشآموزان به تصور شغلهایی دعوت شدند که شاید هنوز وجود ندارند.
از خاطرهی کودکی تا مدیریت یک کارخانه
وقتی از کارخانه حرف میزنیم، ممکن است نخستین تصویر، مجموعهای از سالنهای تولید، ماشینآلات و خطوط مونتاژ باشد. اما برای مهرداد محمدی، کارخانه بخشی از خاطرات کودکی نیز محسوب میشود.
او برای دانشآموزان از تابستانهایی گفت که در کارخانه کار میکرد و بابت کارش دستمزد میگرفت؛ کودکی که سالها بعد، در جایگاه مدیر عامل همان مجموعه، از تجربهی خود با نسلی دیگر حرف میزد.
روایتی که نشان میداد مسیر حرفهای همیشه از یک تصمیم بزرگ یا عنوان مشخص آغاز نمیشود. گاهی یک تجربهی ساده میتواند نقطهی شروع باشد.
موفقیت فقط یک عدد نیست
بخش دیگری از گفتوگو به معنای موفقیت اختصاص داشت.
محمدی از دانشآموزان خواست موفقیت را فقط با درآمد یا عنوان شغلی تعریف نکنند. درآمد میتواند یکی از نتایج کار باشد، اما موفقیت معانی دیگری هم دارد: اینکه کاری که انجام میدهیم، چیزی را در زندگی خودمان یا دیگران بهتر کند.
با همین نگاه، صحبت از «چه شغلی انتخاب کنم؟» به پرسش مهمتری رسید: «چرا میخواهم این کار را انجام دهم؟».
یک یخچال و یک سؤال ساده: چطور کار میکند؟
در بخشی از برنامه، گفتوگو از مفهوم کار و تولید به وسیلهای کاملاً ملموس رسید: یک یخچال.
محمدی با زبانی ساده دربارهی سازوکار آن توضیح داد و از دانش، طراحی، مهندسی و تولیدی گفت که پشت سرمای آشنای یک یخچال قرار دارد.
اما دانشآموزان فقط شنونده نبودند. قطعهای در اختیارشان قرار گرفت تا آن را باز کنند، اجزایش را ببینند و خودشان با سازوکارش آشنا شوند.
همین تفاوت کوچک، یادگیری را از شنیدن به تجربه تبدیل کرد.
شغلی که هنوز وجود ندارد
وقتی صحبت به آینده رسید، از دانشآموزان پرسیده شد دوست دارند در آینده چهکاره شوند.
اما سؤال دوم کمی متفاوت بود: اگر قرار باشد خودتان یک شغل تازه اختراع کنید، چه شغلی میسازید؟
پاسخها دیگر به چند عنوان آشنا محدود نماند. یکی به فناوری فکر کرد، دیگری به محیطزیست و بعضی از بچهها حرفههایی را تصور کردند که هنوز نامی ندارند.
همین تغییر زاویه، نگاه به آیندهی شغلی را از انتخاب میان گزینههای موجود فراتر برد.
هیچ شغلی فقط یک عنوان نیست
صحبت دربارهی آینده، به شناخت بهتر مشاغل موجود نیز رسید.
در طراحی، تولید و عرضهی حتی یک محصول بهظاهر ساده، تخصصهای گوناگونی در کنار هم قرار میگیرند: از طراحی و مهندسی تا تولید، کنترل کیفیت، فروش، بازاریابی و خدمات پس از فروش.
دیدن همین زنجیره میتواند تصویر کودکان از دنیای کار را گستردهتر کند. شغلی که از دور ساده یا ناآشنا به نظر میرسد، وقتی از نزدیک شناخته شود ممکن است مجموعهای از مهارتها، دانش و خلاقیت را در خود داشته باشد.
همراهی برای ساختن فرصتهای بیشتر
همراهی ایستکول با بنیاد کودک به یک دیدار یا مناسبت محدود نمیشود. در این برنامه هم قرار نبود دانشآموزان با پاسخی قطعی دربارهی آینده از جلسه بیرون بیایند. شاید یکی برای نخستین بار به سازوکار یک یخچال فکر کرده، دیگری معنای موفقیت را از زاویهای تازه دیده و دانشآموزی هم شغلی را تصور کرده باشد که هنوز وجود ندارد. برای ایستکول، ارزش این همراهی در همین فرصتِ دیدن، تجربه کردن و پرسیدن است؛ فرصتی که میتواند نگاه دانشآموزان به آیندهی شغلی را از یک تصور دور و آرمانی به موضوعی ملموستر و قابل بررسی تبدیل کند و آنها را نسبت به واقعیتهای هر حرفه، مسیر رسیدن به آن و مهارتها و انتخابهای لازم کنجکاوتر کند.


نظرات کاربران